قسمت  "24/12/88"

تعداد بازديد : 640

شماره قسمت: --

مدت قسمت: --

خلاصه قسمت

دو قدم مانده به صبح تاريخ:24/12/88 مدت:100 دقيقه مجري محمد صالح علاء: درنخستين مرغزار گفتگوي امشب جناب آقاي عبدالرضا عالي زاده ومهمان ارجمند ايشان حجت الاسلام جناب آقاي سيد رضا موسوي مقدم معاون محترم امور مجلس و استانهاي صدا وسيماي كشورمان كه درموضوع نقش شبكه هاي استاني درصدا وسيما وترويج فرهنگ بومي خودمان صحبت مي كنند. كارشناس عبدالرضا عالي زاده: سازمان صدا وسيما يك منظومه بزرگ رسانه اي با صدو چند شبكه است. اين شبكه ها درحوزه هاي مختلف منطقه واستاني ملي وسراسري وبين المللي فعاليت مي كنند بخش قابل توجهي ازآنها شبكه هاي راديويي وتلوزيوني استاني هستند .درابتدا درمورد اين مسئله صحبت كنيم كه اصلا انگيزه ها وپيش فرض هاي تاسيس اين شبكه ها چه بوده . درتاريخچه ممكن است براي بيننده ها جذاب باشد كه بدانند چه گامهايي را سازمان دراين راه برداشته تا موقعي كه كم كم آنها را به يك كانالهاي مستقلي تبديل كرده وتقريبا درده دوازده سال اخير كه شبكه هاي استاني شكل گرفته . اگر ممكن است يك كمي توضيح بفرماييد كه با چه ضرورت ها وپيشفرض هايي اين شبكه ها شكل گرفته ؟ قرار است كه مخاطب ملي ما دنبال چه چيزي باشد ونيازهايي كه به خاطر آن يك چنين شبكه هايي شكل گرفته چيست ؟ مهمان حجت الاسلام سيد رضا موسوي مقدم: كشور ما ازيك تنوع وتكثر فرهنگي واقوام وقوميت هاي مختلف برخوردار است ودرواقع مي شود گفت كه كشور ما يك مجموعه است ازآداب وسنن مختلف وگوناگون به علاوه اين كه اين تنوع فرهنگي وسابقه تمدني كه كشور ما دارد يك ظرفيت عظيم فرهنگي بالقوه اي براي ما به وجود آورده كه البته يك بخش عمده اي هم بالفعل است در كل كشور پراكنده است ودرواقع مي شود گفت كه اين مزيت فرهنگي وهنري واجتماعي كه كشور ما دارد با اين سابقه تاريخي درخيلي ازكشورهاي ديگر منحصر به فرد باشد. هم سابقه تاريخي را شما مي دانيد وهم شرايطي كه امروز دركشور ما حاكم است. با توجه به اين كه به هرحال ما درقرن بيستم و به اين طرف يكي ازمهمترين اسبابي كه درحفظ واحياي اين آداب ورسوم وسنتهاي گوناگون كه وجود دارد رسانه ها هستند. دراين ميان رسانه هاي ديداري وشنيداري كه نقش بي بديلي را دارند درعصر حاظر . طبعتاً ما بايد يك برنامه ريزي مناسبي را انجام بدهيم كه من فكر مي كنم با اين پيشفرض وبا اين نگاه عميق كه به خصوص بعد ازتاكيدي كه مقام معظم رهبري را داشتند موضوع تهاجم فرهنگي كه درواقع شروع شده بود وازغرب به نوعي هدايت ومديريت مي شد بايد يك تدبيري انجام مي گرفت كه هم ما بتوانيم اين مقوم هاي اصلي فرهنگي وهنري را حفظ بكنيم وهم فرهنگ ملي را به نوعي به يك متكاي قوي متصل بكنيم كه بتوانيم درمقابل اين تهاجم فرهنگي گسترده اي كه وجود دارد درعصر حاظر مقاومت كند وبعد آرام آرام جايگاه واقعي خودش را پيدا كند و بعد درفرهنگ جهاني تاثير گذار باشد. به همين دليل ازحدود ده سال قبل ايده راه اندازي شبكه هاي استاني درصداوسيما شكل گرفت وآن مقطع شروع شد به اين كه شبكه هاي استاني راه اندازي شود وفلسفه وجودي شبكه هاي استاني با اين بستري كه ايجاد شده بود درواقع درخدمت آداب ورسوم وفرهنگ محلي ومنطقه اي بودن بود. چون واقعاً دراين طرز تلقي واين نگاه درواقع اين برداشت وجود دارد كه فرهنگ ملي ما وزبان ملي ما وهويت ملي ما امنيت ملي ما مرهون خرده فرهنگ ها وخيلي ازداشته هاي فرهنگي ديگر است. يعني به عبارت ديگر ما اگر بخواهيم زبان ملي را حفظ بكنيم بايد زبان محلي ولهجه هايمان وبسياري ازگويش هايمان را حفظ بكنيم. اگر بنا باشد فرهنگ ملي را حفظ كنيم بايد اين خرده فرهنگ ها را حفظ كنيم . با اين ماموريت شبكه هاي استاني شكل گرفتند به تدريج كارشان را شروع كردندكه تمام قد درخدمت آداب ورسوم وخرده فرهنگ هاي هر استان باشند اما دركشور ما قلمرو تقسيم بندي كشور برمبناي قلمرو جغرافيايي وسياسي استوار است يعني ما استان داريم. يك مقدار هم تلاقي مي كنند با هم ديگر چون برخي ازاستانهاي ما يك قلمرو فرهنگي واحد دارند اما ازلحاظ فرهنگي وجغرافيايي تفكيك شده دراستان است .اما چون اين ساختار دركشور ما بوده درواقع تصميم گيري براين مبنا صورت گرفته كه ما در هراستاني داراي يك شبكه استاني باشيم كه اين ماموريت ها را بتواند انجام دهد. ولذا من اگر بخواهم عرض بكنم كه چه ضرورتي داشت وفلسفه وجودي اين شبكه ها چه بوده در سه سرفصل اصلي مي توانم خلاصه كنم. يكي اين كه دراين سپهر رسانه اين كه الان روز به روز رشد مي كند وتوسعه پيدا مي كند ما جايگاه خودمان را پيدا كنيم. ازنظر كمي واز نظر كيفي ودوم اين كه واقعاً بتوانيم بسياري ازداشته هاي فرهنگي را حفظ كنيم وترويج دهيم وبه آن بپردازيم. اخيراً يونسكو رسماً اعلام كرده كه با اين شرايط جهاني كه الان وجود دارد وجلو مي رود دو هزار وپانصد زبان ولهجه اي كه دردنيا وجود دارد تهديد شدند توسط بسياري ازكساني كه به دنبال جهاني شدن هستند ،فرهنگ را مي خواهند جهاني بكنند وزبان رامي خواهند جهاني بكنند وبسياري از رفتارها را مي خواهند جهاني بكنند وحتي يونسكو اعلام خطر كرده كه اگر واقعاً كشورها به فكر داشته هاي فرهنگي خودشان نباشند وسرمايه هاي فرهنگي را حفظ نكنند اين موجي كه به وجودآمده بسياري ازاين خرده فرهنگ ها را ازبين خواهد برد. بنابراين حفظ اين نوع سنن وآداب واين رسوم اين مثلا ماموريت اصلي شبك هاي استاني است وماموريت ديگري كه مي شود براي شبكه هاي استاني به عنوان ماموريت هاي اصلي اسم برد درخدمت توسعه استان بودن است . به هرحال يك سلسله نيازهايي مردم يك استاني دارند كه اين نيازمند به اطلاع رساني است وآگاهي بخشي است ودرواقع درخدمت مردم بودن است وهراستاني درخدمت نيازهاي خودش است نيازمند به آموزش واطلاع رساني خاص است يعني به صورت عموم نيست يعني برخي ازشبكه هاي ملي وسراسري شايد اين ماموريت ها را نتوانند انجام بدهند به دليل تنوعي كه وجود دارد وگستردگي كه درسطح كشور وجود دارد. بنابراين ماموريت بعدي اين است كه شبكه استاني بيايد درخدمت توسعه استان باشند ،براساس سند توسعه كه هراستان دارد .غالباً مسئولين اجرايي استان اين سند را تنظيم كردند ويك افق ده ساله را تنظيم كردندكه شبكه هاي استاني هم آن را تنظيم مي كنند براساس آن نيازهايي كه وجود دارد . به علاوه اين كه اين بستر كه فراهم شد درواقع ما ظرفيتي دراستان به وجود مي آوريم دراستان كه ازاين ظرفيت به وجود آمده بسياري ازهنرمندان ونويسندگان وبسياري از كساني كه استعداد هاي گوناگون دارند مي توانند خودشان را عرضه بكنند .اين زمينه براي آنها فراهم مي شود يعني فرصت دراختيار آنها قرار مي گيرد كه درآنجا بتوانند خودشان را ارائه بدهند مطرح بكنند ومعرفي شوند وآرام آرام توسعه پيدا كنند درسطح ملي ودرسطح بين المللي هم معرفي شوند. بنابراين علاوه براين كه ماموريت هاي اصلي تعريف شده شبكه هاي استاني انجام مي گيرد يك ظرفيت فرهنگي هم به وجود آمده يك ظريفت هنري به وجود آمده كه استان وكساني كه استعدادهاي گوناگون دارند مي توانند خودشان را دراين ظرفيت پيدا كنند وازاين ظرفيت استفاده كنند. وبا توجه به اين محورها كه عرض كردم شبكه هاي استاني شكل گرفتند. البته ميانگين سابقه شبكه هاي استاني چيزي حدود نه تا ده سال است. اولين شبكه استاني كه ما دراصفهان افتتاح شد تا آخرين شبكه ها يكي چيزي حدود ده سال مي شود. با توجه به اين سابقه تاريخي كه عرض كردم بحمدالله تجربه هاي بسيار خوبي داريم وبه سمت استاندارد سازي وبرنامه سازي هاي خاص بومي ومحلي هستم وماموريت هاي ما ادامه پيدامي كند . كارشناس: فكر مي كنم حدود چهار ده سال از اولين تاسيس شبكه هاي استاني مي گذرد . سوال من اين است كه برمبناي موقعيتي كه اول سازمان تصور مي كرده دارد دست به كار توسعه استاني مي زند وبعد ازچندي تعريف جديدي ازشبكه ها وماهيت شبكه ها هويت شبكه هاي استاني مورد سوال قرار مي گيرد. ممكن است بفرماييد ازموقعي كه شبكه هاي استاني شكل مي گيرد تا امروز كه به نظر مي رسد چندين بار دچار باز تعريف شده وماموريت هاي جديدي را براي خودشان توانستند داشته باشند چه تغييراتي حاصل شده يا موفقيت هايي كه قابل ارزيابي باشد .يعني ما بتوانيم ببينيم وبيننده ها مشاهده كنند كه به چه دليل مشخصي چه هويتي براي شبكه هاي استاني تصوير شده. مهمان : رسانه ها درشرايط حاظر مدام بايد درجهت تغييرات وتحولات بنيادي و اساسي ماموريت هايشان باز نگري داشته باشند به دليل سرعتي كه الان رسانه ها دارند وانتقال پيام كه از طريق مجاري گوناگون صورت مي گيرد .رسانه اين مي تواند دراين سپهر رسانه اي دنيا ودراين عصر وزمان به موفقيت نسبي دست پيدا كند كه اين بازنگري وبازبيني را مدام داشته باشد يعني مدام ارزيابي داشته با شد تا بتواند به اهداف خودش دست پيدا كند. يك رقابت عام وجود دارد كه هر شبكه ديداري وشنيداري كه الان روي ماهواره وشبكه هاي ديگر كه وجود دارد به هرحال اين رقابت وجود دارد.چون مخاطب ما الان مخاطب ملي نيست ودرحد مخاطب بين المللي هم داريم پس اين يك رقابت عام است كه دربعضي ازجاها ازرقابت خارج مي شود وجنگ رسانه اي مي شود . اما يك رقابت دروني هم دارمي كه نوعي مي شود گفت كه شبك هاي استاني به نوعي رقابت سالم دارند با شبكه هاي سراسري دراستاندارد ها ودركيفيت ها ودرجلب جذب مخاطب ودرنزديك شدن به مخاطب . بنابراين اين رقابت سالم ورقابت درست يك واقعيتي است كه وجود دارد چون شما اگر نتوانيد متناسب با زائده وميل مخاطب برنامه توليد وپخش كنيد طبيعتاً گوي سبقت را بقيه رقباي شما مي ربايند وشما عقب مي افتيد.هم رقابت عام وجود دارد وهم رقابت هاي خاص وجود دارد حتي شبكه هاي استاني كه درمرز فرهنگي هم ديگر هستند . درحال حاظر درواقع يكي ازمهمترين كارهايي كه ما دنبال آن هستيم اين است كه بتوانيم متناسب با نياز مخاطب گام برداريم اين خيلي مهم است. اولاً اين ماموريت را دقيقاً تبيين بكنيم كه قرار نيست كه شبكه هاي استاني كار شبكه هاي سراسري را انجام بدهند. قرار هم نيست كه شبكه هاي سراسري كار شبكه هاي استاني را انجام بدهند هريك ازآنها ماموريت هاي خاص خودشان را دارند ومخاطب هاي خاص خودشان را هم دارند ازشبكه هاي استاني مخاطب بايد خودش را ببيند يعني آداب خودش را ببيند لباس خودش را ببيند وگويش هايش را ببيند وآداب ورسوم صحيح خودش را ببيند ودرواقع مجموعه آنچه كه را براي او شبكه هاي استاني ايجاد شد تبلورش را ببيند.اين نكته نكته بسيار مهمي است. موضوع بعدي مكمل بودن شبكه هاي سراسري است.شبكه هاي استاني مكمل شبكه هاي سراسري هستند به اين معنا كه بسياري از توليداتشان را شبكه هاي سراسري مي توانند پخش كنند. يك استان يك برنامه اي را توليد مي كند اما استاندارد هاي پخش وتوليد آن استاندارد ملي است چون مخاطب ملي هم دارد اما موضوع آن و سوژه آن ودستمايه هاي آن كاملا بومي ومحلي است . يك موضوعي را محلي انتخاب مي كند همه اينها بومي ومحلي است اما چون شبكه هاي سراسري پخش مي كند استانداردهاي آن استاندارهاي ملي وحتي بين المللي است به همين دليل ما سخت گيري هاي خا صي داريم وتاكيدات فراوان داريم كه توليدات ما بايد توليدات فاخري باشد. موضوع بعدي كه درواقع يكي ازماموريت هاي اصلي شبكه هاي استاني است اين است كه تلاش بكند واقعاً استعداد ها وتوانمندي هاي بالقوه استانها را معرفي بكند هم درحوزه انساني وهم درمزيت هاي ديگري كه دراستان دارد . شما مستحظر هستيد كه الان استانهاي ما مزيت هاي بسيار خوبي دارند اگر ما واقعاً بتوانيم اينها راخوب معرفي كنيم كه شايد به شبكه هاي سراسري به دليل موضوعات ملي كه دارند برخي از اينها را نتوانند دربازده زماني بپردازند اما درشبكه هاي استاني به راحتي مي توانيم اينها را بپردازيم. بسياري ازمزيت هاي مراكز استاني را به راحتي مي توانيم معرفي كنيم.مزيت هاي وتوانمندي هاي بالقوه اي كه دراستانها وجود دارد را بتوانيم معرفي كنيم . درحوزه نيروي انساني بسياري ازشخصيت هايي كه دراستانها هستند الانن گمنام كارهاي بزرگ فرهنگي انجام مي دهند مي توانيم معرفي كنيم وبعد اينها به تدريج درگستره فرهنگي هم معرفي خواهند شد. بنابراين شبكه هاي استاني درمحدوده وقلمرو استان خودشان اين ماموريت هاي اصلي را انجام مي دهند اما مدام ما متناسب با شرايط استاني كه وجود دارد در دنيا ودرداخل كشور ما ماموريت ها را تعريف مي كنيم وسعي مي كنيم به اهداف جديدي كه متناسب با نياز امروز ما است تعريف بكنيم و آن را پي بگيريم. كارشناس:درصورتي كه پخش استاني براي اين شبكه ها درنظر گرفته شود به نظر مي رسد كه سازمان بزرگ صدا وسيما به هدف خودش رسيده . اساساً چرا اين شبكه ها بين المللي پخش مي شود ودرهمه جاي جهان قابل دريافت است و اين كه شما چه مكانيزمي براي ارزيابي نظر مخاطبان دراستان دركشور ودر جهان داريد يعني چه طور مي سنجيد برنامه هاي شبكه استاني را ؟ مهمان: اين كه چه ضرورتي دارد دو دليل عمده وجود دارد كه من خيلي مختصر عرض مي كنم . دليل اول اين كه واقعاً ضرفيت هاي فرهنگي كشور ما دريك محدوده اي حتي اگر در يك جغرافياي كوچك باشد از حيث محتوايي و غني بودن واقعا‌ً بين المللي است يعني شما نمي توانيد محدود بكنيد خيلي ازموضوعات يك منطقه و يك محدوده را به يك محدوده خاصي كه درآن جا وجود دارد مثلا درحوزه مستند شما اگر بنا باشد كه دريك استان كوچكي بسياري اززيبايي ها را نشان دهيد اين زيبايي ها كه درآن استان وجود دارد به راحتي براي مخاطب عام وجهاني قابل استفاده است .ازنظر محتوا و مديريت پيام ويا پيامي كه ازاين آثاري كه ما پخش مي كنيم واقعاً براي مخاطب جهاني قابل استفاده است درمتن وبطن اي پيامهايي كه توليد مي كنيم اين ظرفيت وجود دارد كه مخاطب عمومي را مخاطب جهاني ازآن استفاده كند . درحوزه شعر ،ادبيات،مثلها درحوزه خطاطي كه وجود دارد وصنايع دستي كه دركشور ما وجود دارد وهمانطور عرض كردم بسياري ازمستند هايي كه ديدني است ووجود دارد اينها را بخواهيم معرفي كنيم مخاطب بين المللي واقعاً تاثير گذار است. شايد برخي از برنامه هاي ما كه صد درصد استاني است فرض كنيدمشكلات منطقه اي يك شهرستان را بيان مي كنيم موضوع ترافيك آن شهر را بيان مي كنيم فرض كنيد كه چاله هاي يك خيابان را مطرح مي كنيم اينها شايد براي مخاطب خيلي جاذبه نداشته باشد اما به هرحال درمجموعه برنامه هايي كه ما توليد مي كنيم براي مخاطب عموم قابل استفاده است وهمين الان درتهران هر شب يكي از شبكه ها قابل دريافت است از طريق فرستنده هاي ديجيتال كه اخيراً راه اندازي شده . همين مدت كوتاهي كه يكي ازشبكه هاي استاني برروي فرستنده ديجيتال قرار گرفته ودرتهران قابل دريافت است تماسهايي كه گرفته مي شود مخاطب هاي خاص خودش را پيدا كرده. بنابراين اين ظرفيت وجود دارد. موضوع بعدي اين كه به هرحال پوشش ما توسعه پيدا مي كند ماوقتي كه بخواهيم از طريق ماهواره پوشش بدهيم راحت تر است وميزان مخاطب وميزان دسترسي مردم را بيشتر مي كنيم . شايد الان دربعضي ازآثار ما اشكالاتي وجود داشته باشد كه دارد اما به تدريج مابايد اين بستر را فراهم كنيم ووقتي كه نياز مخاطب را بشنويم واين رفت وبرگشت باشد طبيعتاً برغناي توليدات ما هم افزوده خواهد شد ، كما اين كه الان وضعيت ما نسبت به دوسال قبل خيلي وضعيت بهتري داريم . نكته بعدي كه وجود دارد اين است كه به هرحال ما چه مكانيزمي را داريم كه اين بازخورد را ازمخاطب داشته باشيم؟ ما هم مثل بقيه رسانه هايي كه طبق روال تلفن دارند ،مدام با مخاطب درارتباط است دربقيه برنامه هايي كه به صورت زنده پخش مي شود باز دراختيار مردم تلفن هايي گذاشته مي شود واين بازخورد ها را مي گيريم وبه علاوه اين كه هرمركز ي الان داري يك سايت مستقلي است وازطريق سايت ارتباط برقرار مي شود ودرواقع مخاطب مي تواند با ورود دراين سايت ارتباطات خودش را برقرار بكندوعلاوه براين نظرسنجي هايي است كه انجام مي گيرد. همين نظر سنجي هايي كه الان براي شبكه هاي سراسري صورت مي گيرد براي شبكه هاي استاني هم مدام صورت مي گيرد واثر سنجي هايي كه خودمان بعضاً‌انجام مي دهيم ومتناسب با آن سعي مي كنيم اثر تاثير گذاري برنامه ها را رصد بكنيم علاوه براينها به هرحال ما نوعي اطلس موضوعي را در دستور كارمان داريم و اولويت هايي كه درهراستان ودرقلمرو استاني مشخص است اينها را مدام رصد مي كنيم وبرمبناي آن اول سال وسط سال موضوعاتي به استانها اعلام مي كنيم وضمن اين كه استانها هم نيازهاي استاني خودشان را درحوزه هاي مختلف مدام رصد مي كنند ازطريق فرايند هاي موجود دراستان در حوزه استانداري ومسئولين ديگر كه هستند واولويتهايي كه مشخص شده وموضوعات را مدام مي گيرند واين رفت وبرگشت بين مسئولين ومسئولين شبكه هاي استاني وجود دارد كه نيازهاي استخارج مي شود كه درواقع ما مدام اين بازخورد ها را مي گيريم ومتناسب با آن بازخوردها برنامه ها را سعي مي كنيم توليد كنيم كه اين بازخورد ها خيلي كمك مي كند درمخاطب شناسي نياز شناسي مخاطب وهدفهمندكردن شبكه هاي استاني واين بازخورد ها انجام مي گيرد. كارشناس: مزيت هاي نسبي استانها شناسايي شده يك تصوير كلاني از ظرفيت هاي هراستان وجود دارد كه مطابق آن شما تعهدات توليدي مي بينديد يا اين كه فكر مي كنيد كه بايد يك روش ديگري براي ظرفيت سنجي اتخاذ كرد؟ مهمان: مزيت هاي استاني تا حالا تا حدودي شناسايي شده اما ما مدام همچنان توسعه مي دهيم. الان مي دانيم كه بعضي ازمراكز ما درچه زمينه هايي ظرفيت دارند مثلا انيميشن كدام مراكز ازمزيت بيشتري برخوردار است اين دسته بندي ها تا حدودي صورت گرفته . لذا ما يك دسته بندي داريم ازحيث توليدبراي برخي مراكز هم ايجاد مي كنيم كه بگوييم مثلا حوزه طنز را اين مراكز ما تايين بكنند وتوليد بكنند البته اين به اين معني نيست كه بقيه حوزه ها دراين مراكز كار نكنند. توليد انبوه وتوليد كيفي وملي وبين المللي را اين ماموريت را به اين مراكز خواهيم داد.اين مزيت ها مزيت هاي عام است . فرض كنيد كه معرفي مناطق گوناگون ومناطق توريستي وتاريخي هر مركزي را بايد شناسايي كنند وبه آن بپردازند ماموريت ذاتي مراكز را بايد به آن بپردازند.بنابراين اين مزيت ها دسته بندي شده وشناسايي شده اما ما درحال توسعه هستيم ودرواقع پايان هرسال ما يك ارزيابي جدي خواهيم داشت وبرمبناي آن جلو خواهيم رفت وطبيعتاً هرچه جلوتر برويم اين مزيت ها بيشتر شناسايي مي شود ومتناسب با آن اهدافمان را تنظيم مي كنيم. مجري محمد صالح علاء: دردومين مرغزار گفتگوي امشب جناب آقاي بهرام عظيمي ومهمان ارجمندشان جناب آقاي علي پورصمدي همسخن مي شوند. كارشناس بهرام عظيمي : مي خواهيم يك جمع بندي درباره كارهايي كه تا به حال درايران شده دراين چند سال گذشته كارهايي كه دررابطه با جلوه هاي بصري است .مي خواهم راجب اين با هم صحبت كنيم. واصلا درست است ما صحبت كنيم راجب جلوه هاي بصري ايران را با كارهايي كه درخارج ازكشور مي شود.؟ مهمان علي پورصمدي: واقعيت اين است كه اين قياس براي اين كه اين قياس را دقيق بكنيم بايد در خيلي زمينه هاي متعدد تاثير گذار روي اين حرفه درايران درواقع گسترش بدهيم اين قياس را . يكي ازكليدي ترين تفاوت هايي كه جلوه هاي بصري ايران و به جلوه هاي بصري در كشورهاي ديگر وجود دارد اين است كه جلوه هاي بصري ايران مجموعه فنوني است كه وارداتي هستند به اين معني كه تجهيزات وامكانات ونرم افزارها تكنيك هاي استفاده ازنرم افزارها ومهارت هاي لازم مهارت هايي هستند كه يك جاي ديگر خارج ازايران پديد آمدند درپاسخ به نيازهايي كه تا يك مدتي نبود در سينماي آمريكا يا سينماي اروپا . داستان گويي خودشان را انجام مي دادند .بعد سينماي آنها طوري رشد كرد وبه جايي رسيد كه انتظار فراتر از آن چيزي كه بود كه مي شد به روشهاي مكانيكي روشهاي فيزيكي وشيميايي انجام داد. درنتيجه آنها درجستجو بودند براي اين كه داستان گويي خودشان را كامل تر كنند ابزاري را پديد بياورند كه بشود يك قدم فراتر گذاشت . يك گروه از آدمهاي خلاق با سرمايه گذاري بزرگي كه شركت آي ال ام انجام شد زير نظر جرك لوكاس توانستند اين كار را انجام بدهند تلاش خيلي زيادي كردند وچون واقعاً از هيچي تصوير خلق مي كردند واين تصوير احساس را انتقال مي داد وتاثير گذار بود. درنتيجه جلوه هاي بصري درايران يك فني بود كه به علت علاقه يك سري جوان به فن آوري مختلف وآن هنر وآن بياني كه مي شد به آن پديد آ‌مد ياد گرفته شد وبعد عرضه شد به سينما گرهاي متعدد كه يك چنين امكاني هم است ويك چنين اتفاقاتي هم مي تواند بيوفتند فراتر ازآن چيزي كه تا الان مقدور بوده وسينما هم تازه بعد ازيك فاصله شايد نزديك به هشت سال ده سال كه تجربيات متعدد درايران انجام شده يواش يواش اقبال نشان مي دهد كه اين روش داستان گويي هم مي تواند استفاده شود . درواقع به نظر من اين يكي ازكليدي ترين اتفاق ها ست . از وجه ديگري كه مي شود قياس كرد حجم سرمايه گذاري كه براي اين كار انجام شده. در خارج ازكشور سرمايه گذاري هاي خيلي عظيمي براي اين كه انجام مي شود براي اين كه به علت اين كه مي خواهد نياز جديدي را برآورده بكند يعني مثلا كارگردان مي گويد كه من يك چنين چيزي مي خواهم تا به حال اتفاق نيوفتاده درنتيجه يك تيمي مجبور هستند كه تحقيقات بكنند معمولا دانشگاه هاي خيلي متعدد درگير اين كار مي شوند درايران متاسفانه چون آن نياز وآن كشش نيست ما ناگذيريم كه درواقع به آن امكاناتي كه موجود است درنرم افزارها رضايت بدهيم يا به هرحال با وصله كردن نرم افزارهاي مختلف به همديگر يا با خلاقيت خودمان يك چيزي كه مقدور است پديد بياوريم. من نديدم تا الان يك كارگرداني بگويد كه من يك چيزي مي خواهم اين طوري است. معمولا اين طور است كه پيشنهادي داده مي شود ازطرف گروه جلوه هاي بصري ومي شود يك چنين چيزي مقدور است. ما مي توانيم ازپرده سبز استفاده كنيم براي اين كه بازيگرتان را روي صحنه يك نقاشي بگذاريد كه به شكل قابل قبول باشد. كارشناس: الان بچه هاي ما شايد نزديك ده سال است كه كار مي كنند .صحبتي كه مي شد مي گفتم كه درحقيقت نسبت به اين زماني كه گذاشتيم باز ما پيشرفت خيلي خوبي نداشتيم. يك بخشي شايد برگردد به خود بچه هايي كه كار مي كنند وبيشتر آن برمي گردد به سفارش دهنده .يعني من احساس مي كنم كارگردان ويا سفارش دهنده ما به آن درجه اي نرسيدند .نسبت به اين سالها كه ما كار مي كنيم كارها تقريبا مثل هم است.همه مثل همديگر پيش مي روند يك چيز خيلي شاخص كه خيلي اتفاق عجيب وقريبي باشد من نديدم. مهمان: كار خارق العاده به خصوص درعرصه جلوه هاي بصري يك پديده اين نيست كه يك فرد به تنهايي بتواند به وجود بياورد. جلوه هاي بصري يك عرصه اي است براي يك كار تيمي .ودركنار اين يك عرصه اي است از فنون وهنرها وحرفه هاي متعدد درآن بايد استفاده شود و درواقع تخصص هاي خيلي متنوعي لازم است تا يك كار به بلوغ خاصي برسد كه بتواند آن تاثير گذاري خاص را داشته باشد.يعني اين طور نيست كه من نوعي به عنوان فعال عرصه جلوه هاي ويژه بصري زمان بگذارم وبنشينم وكار كنم ونتيجه عمل تنهايي من بتواند يك كار تاثير گذار باشد. براي اين كه وجوه خيلي تاثير گذاري روي كار نقش بازي مي كنند والبته اين وجوه هم با هم ديگر ناسازگار هستند. مثلا پررنگ ترين وجه اين حرفه بخش بصري آن است . يك كار براي اين كه تاثير گذار باشد بايد تصوير تاثير گذاري داشته باشد. اين بحث بسيار جدي هنري است وزبان تصوير خيلي مهم وخيلي تعيين كننده است دراين بخش. دركنار اين براي اين كه اين زبان تصويري تبديل به يك يك پاره اي ازيك فيلم بشود يك مجموعه خيلي گسترده اي ازفن آوري هاي متعدد مورد نياز است كه شاخه فن آوري اطلاعات به شدت به آن نياز است.وكنار اينها مديريت به عنوان يك مديريت حرفه اي هم لازم است نظارت كند. به اين معني كه نيروي هنرمند به علاوه نيروي فني دررنگ هاي مختلف با هم ديگربتوانند ارتباط برقرار كنند.اين دو بايد توسط مديريتي با هم ديگر سازگار شوند. يك چنين چيزي خيلي سخت است. كارشناس: خيلي ازكارگردانها وتهيه كننده هاي ما هم اطلاعي راجب اين قضيه ندارند يعني زياد كار خوب وبد را خوب ازهم تشخيص نمي دهند. جمع كردن يك تيم معقول جلوه هاي بصري متشكل ازچه كساني ؟ مهمان: چند سطح تقسيم مي شود. يكي بخش زيرساخت كه بيشتر بچه ها بايد در فنآوري اطلاعات بايد كاربكنند. يك مجموعه كامپيوتر است ويك سري سيستم هاي پردازش موازي است ومنابع ذخيره سازي اطلاعات است چون تمام روال جلوه هاي بصري توسط كامپيوتر انجام مي گيرد. درنتيجه به عنوان زيرساخت بايد يك مجموعه كامپيوتر باشند كه سرحال وسالم باشند ودرمدت دراز توليد كار بكنند.تخصص هاي متعدد توليد محتواي ديجيتال است مثل مدل سازي ومثل طراحي اسكلت براي كارهاي مختلف ويا امكان حركت آنها ومثل نقاش هايي كه متخصص درتوليد بافت هستند براي پوشش اين احجامي كه ساخته شده ويكي ازمهمترين نيروهايي كه نقش بازي مي كنند در انيميشن وجلوه هاي بصري ،بچه هاي انيميتور هستند كه وظيفه آنها جان بخشي است بعد موازي با همين ها يك تيم هنري است كه بعد راهنماهاي اصلي توليد محتوا را فراهم بكند . درواقع توصيف بصري تصوير در قالب تصوير توسط اين تيم هنري كار بايد پديد بيايد .همين طور مثلا تيم كارگرداني هم دراين شاخه قرار مي گيرد كه بايد توصيف بكند كه توالي صحنه ها چه طور است وكدام كاراكتر ازچه نمايي به چه كاراكتر ديگري روبه رو مي شود درنتيجه ما يك لايه زيرساخت داريم ويك لايه توليد محتوا داريم ويك لايه خلاقيت كه موظف است كه آن خوراك هنري را پديد بياورد ودراختيار تيم توليد محتوا قرار دهد و ‌آن تيم تيم توليد محتوا اين راهنمايي را تبديل به يك مجموعه تصاويري بكند حالا با تكنيك هاي مختلفي كه وجود دارد و ازآن طرف هم موازي با همه اينها ما نياز به مديريت داريم يعني اين كه تمام اين ساختار بايد به صورت هما هنگ درزمانمندي درست محتواي درستي را پديد بياورد وبه تيم بعدي وابسته به آن ارائه بكند تا بتواند دراين چرخه كامل كار بكند .






بازگشت به صفحه اصلي