قسمت  "15/12/88"

تعداد بازديد : 115

شماره قسمت: --

مدت قسمت: --

خلاصه قسمت

دو قدم مانده به صبح تاريخ:15/12/88 مدت:100 دقيقه مجري محمد صالح علاء: درنخستين مرغزار گفتگوي امشب جناب آقاي دكتر صدر با مهمانان ارجمندشان جناب آقاي دكتر مجتبي شريفي وجناب آقاي مجيد جلالي مدرس وسرمبي فوتبال همسخن مي شوند. كارشناس دكتر صدر: آقاي جلالي بحث ما درمورد تماشگران درعرصه فوتبال است كه زمينه هاي مختلفي را دربر مي گيرد. من مي خواهم ببينم كه آيا مي توانيم به تقسيم بندي از تماشگاران خودمان با توجه به شهري كه زندگي مي كنند يا خطه اي كه زندگي مي كنند يا قوميت آنها برسيم؟ براي اين كه يك مسيري را پيش روي شما بگذارم يك مثالهاي فرنگي بزنم. براي مثال درانگلستان ما تيم هاي داريم كه ازشمال انگليس مي آيد به تيم هاي پايتخت ولندن ومي روند تا تيم هاي شمالي . تيم هاي جنوب انگليس واصلا خلق وخوي مردم انگليس براي بازنشسته ها است . شهرهايي هستند آرام كه مردمي آرامي دارند وتيم هاي آنها وطرفداران آنها هم تند خو نيستند ودرآرامش به سرمي برند ومعمولا هم قهرماني ها را به دست نمي آورند .تا به پايتخت وشمال انگليس مي رسيم كه اگر دقت كنيد اكثر قهرماني هاي انگليس براي شمال است واكثر تيم هاي قوي به شمال انگليس بر مي گردد وتماشاگر هايي دارد كه ازدل هواي سرد طبقه كارگر معدن نشين ويك خلق وخوي تندي دارند ولي درعين حال با اراده وبا صلابت هستند. اين را دراستاديوم ها مي بينيم بنابراين به جنگ پايتخت نشين ها مي روند وبيشترين مقام هاي قهرماني هم براي شمال انگليس است . يا مثال برزيل را بزنم كه دراوايل قرن سياه پوستها جايگاه ويژه اي نداشتند. كسي كه رنگ سياهي داشته شايد مورد تمسخر هم قرار مي گرفت. ولي تدريجاً‌الان فوتبال برزيل بدل به عرصه اي شد متعلق به سياه پوستان.درحقيقت ازنيمه اول قرن بيستم تا نيمه دوم قرن بيستم آنچه كه دراستاديوم هاي برزيل گذشت تفاوت داشته با رنگ سياه. حالا اگر ما بخواهيم درمورد تماشگارهاي خودمان صحبت كنيم حداقل درمورد احساس گرايي آنها وواژه هايي كه دارند وشوري كه دارند آيا شما مي توانيد يك تقسيم بندي براي ما انجام دهيد؟ مهمان مجيد جلالي: به طور كلي تماشاگر هاي يك خصوصيت هاي مشتركي درهمه جاي دنيا دارند.آنها احساساتي هستند ،تاثير پذير هستند وبا هرچيزي امكان دارد واكنش هايي داشته باشند ولي بستگي به آن منطقه اي كه بزرگ مي شود يك سري خصوصيات مخصوص به خودشان را دارند.مثلا دريك منطقه اي آدمها تند خود ترند دريك منطقه ديگر صبور تر هستند. اينهاست كه يك مقداري تفاوت هايي بين تماشاگر ها ايجاد مي كند ولي به طور كلي از نظر خصوصيت تماشاگر ها تقريبا مثل هم هستند. كارشناس: مثلا شكيبا ترين تماشگر هاي متعلق به كدام شهر هستند؟ مجيد جلالي: شايد مثلا آن طور كه من ديدم مثلا دريزد. آنها آدمهاي صبور ترهستند. كارشناس: مهربان ترين تماشاگر ها چه شهري بود؟ مجيد جلالي: آن بستگي به آن گروهي دارد كه درآن استاديوم دور هم جمع مي شوند وبستگي به اين دارد كه توسط چه كسي رهبري مي شوند. چون همانطور كه گفتم اينها تاثير پذير هستند. مثلا چند وقت پيش كه دراصفهان با سپاهان بازي كرديم آنجا آن چيزي كه امسال ديدم سالهاي پيش نديدم. به مراتب يك تماشگر بهتر وازنظر رفتاري متين تر وشايد اينها هم به هرحال تاثير پذير هستند. ولي همان طور كه عرض كردم به طور كلي ازنظر خصوصيت تماشگر يك خصوصيت هاي مشتركي را همه جا دارد. كارشناس:آقاي دكتر شريفي شما تقسيم بندي دارد ،آنچه كه زير دست شما مي آيد ومطالعه مي كنيد از جنبه هاي مثبت ومنفي كه دراستاديوم است.آيا شما به تقسيم بندي خاصي رسيديد؟ آقاي مجتبي شريفي: من ضمن تاكيد براي اين كه اشتراكاتي است بين تماشاگران وبعضي ازخصوصيات اقليمي كه شما مي فرماييد اين هم ازبعد روانشناسي قابل بحث است وهم درآموزه هاي ديني خط ونشان درباره آن ذكر شده.اما اصلي تري شاخصه كه خيلي مي تواند تاثير گذار باشد واقعاً‌هوادار وتماشگر تاثير پذير است . در مباني ديني هم داريم كه هرچه انديشه وبينش فرد را قوي كنيد ميزان تاثير پذيري را از محيط خواهيد كاست. فردي مثل آقاي جلالي يقين بدانيد كه استانداردهايي را درذهن خودش تعريف كرده كه كساني كه ازبيرون با هرحجمه اي فردي يا جمعي بخواهند آن معيارها را از او بگيرند زير بار نمي رود. يك انديشه اي درذهنش شكل گرفته كه مانع تاثير پذيري اومي شود. بنابراين آقا امير المونين علي ع مي فرمودند كه به كودكانتان قبل ازبلوغ بينش درست را بياموزيد. چون وقتي به سن بلوغ مي رسند ايزوله بشود.ديگر محيط به آنها القاعات نادرست را وارد نكند.اگر من بتوانم به فرزندم بگويم كه اين كه وقتي ناآرام مي شوي با اهانت خودت را آرام كني آرام كردن خود با اهانت موجب ناآرام كردن اطرافيان است. انسان حق ندارد به قيمت ناامني براي ديگران ناآرام كردن اطرافيان به خودش آرامش بدهد. اگر اين درذهنش جا بيوفتد يقين بدانيد كه اگر برود درورزشگاه هرچه اطرافيان او اهانت كنند اين فرد الفاظ ركيك به زبانش جاري نمي شود. كارشناس: پس چرا روي سكوهاي ما آنچه كه شما مي گوييد جاري مي شود . من خودم معتقد هستم كه ما ايراني ها مهربان هستيم ولي حداقل درخود استاديوم ها. من خشونتي كه دراستاديوم هاي انگلستان وايتاليا ديدم دركشور خومان نديدم. درحقيقت يك فرضيه است كه مي گويد كه تماشاگران يا همان مردم ممكن است مهربان باشند وحتي ساده دل باشند ولي وقتي كه جمع مي شوند بدل به يك پديده ديگري مي شوند خصوصا دراستاديوم ها وحتي ممكن است هويت خودشان را هم ازدست بدهند. شما اعتقاد داريد كه دراستاديوم هاي ما چرا من وشما فرزندمان را مي بريم.؟ آقاي شريفي: من هرگز فرزند خودم را به استاديوم نمي برم .چون اين آمادگي را دراين محيط نمي بينم چون هواداران فوتبال به كساني محدود كه درورزشگاه حاظرند نمي شوند. شما مي فرماييد دربسياري ازقرينه هاي اروپايي وكشورهايي كه مهد فوتبال است يا مهد تمدن است خشونت هاي مضاعف وجود دارد. واقعاً آموزه هاي فطري وديني دراذهان هواداران ما به يك شكلي است اما ما نيامديم شكل بدهيم يعني واقعاً هواداري كه در ورزشگاه توهين مي كند والفاظ ركيك مي گويد به نظر شما چه مقدار به اثر اين الفاظ واقف است؟ اين كه شما مي فرماييد فرزند ما وكسي كه به داخل ورزشگاه مي رود خيلي ازاين خصايص را ازخودش جارو مي كند وبعد مي رود بالا مي نشيند. ما نيامديم يك بينش كاربردي به جوان بدهيم كه درهمه محيط ها به كارببرد. كارشناش: آقاي جلالي استاديوم جايي است كه جوانها مي آيند وبا انرژي فراوان با شور برتافته . با اين وصف من وشما هرموقع صحبت مي كنيم مي بينيم غير ازبازي هاي خاصي كه بايد برويم هيچ وقت به استاديوم نمي رويم . شما خودتان واقعاً چه بستري طي شده كه شما كه تا اين حد فوتبالي هستيد ،غير ازموارد مربوط به حرفه اي شما ازاستاديوم ها فاصله مي گيريد.؟ آقاي جلالي: شما سوال مي كنيد از آقاي دكتر شريفي ايشان مي گويد كه من بچه خودم را نمي برم ومن خودم وقتي كه يادم مي آيد آن موقع كه پانزده شانزده ساله بودم مي رفتم استاديوم ولي الان صرفاً بر حسب كارم مي روم واگر من مسئوليتي درفوتبال نداشته باشم ديگر هيچ وقت به استاديوم نمي روم. چرا اين طور شده وچرا محيط استاديوم ها طوري شده كه فقط يك گروه خاص بايد آنجا قالب باشند وحالا همه ازآن گروه فرار هستند .اينجا اگر به نظر من مرجعي كه سياست گذاري كرده براي درون استاديوم ها بايد ببينيم آنها روي چه چيزي تكيه كردند. كارشناس: يك مرجع وجود ندارد .يعني چه مرجعي مي تواندسياست گذاري كند؟ آقاي جلالي: من يك روزي يك جايي صحبت مي كردم گفتم كه چرا وضعيت استاديوم ها اين طور است وچرا كاري نمي كنيد. وقتي ما مي گوييم كه يك اين خيابان هميشه ترافيك است. بالاخره يك گروهي بايد بنشينند وفكر كنند وآنجا را حل كنند . ما سالهاست كه مي گوييم استاديوم اين طوري است.سوال من اين بود كه چرا كاري نمي كنيم .جواب ايشان اين بود كه بزار استاديوم ها يك جايي باشد براي تخليه رفتار هاي ناهنجار يك گروهي از جوانها .وقتي ايشان اين جمله را گفت من جوابم را گرفتم يعني ما با استاديوم نبايد كاري داشته باشيم چون يك ديدگاهي براين حاكم است ومن مي گويم اين ديدگاه بايد تغيير كند. ما بايد فضاي استاديوممان را تغيير بدهيم. ما ا لان آمديم فيلتر گذاشتيم براي استاديوم ها. الان چرا مي گوييم كه خانمها نروند. به خاطر اين كه مي خواهيم يك گروه خاصي درآنجا باشد چون طبعات آن را مي بينيم ومي گوييم براي آمدن خانمها خوب نيست. پس اين گروه با آن شاخصه هايي كه به آنجا مي آيد بايد يك مقداري به رفتارهاي آنها هم حق بدهيم. كارشناس: آن نسل جوان وآن گروهي كه مي رود اگر هم عنان گسيختگي دارد گناه كار ما هستيم كه حوزه هاي مختلف فرهنگي و امكانات زيرساختي را فراهم نياورديم . آقاي جلالي: مشكلي كه ما داريم مشكل كوچكي نيست وهيچ وقت نمي توانيم انتظار داشته باشيم مشكلات بزرگ مثلا با يك قانون ويك روزه حل شود ولي مي شود ازيك جايي بايد شروع كرد به برطرف كردن مشكل . مثلا يك گروهي ازجوانها ازيك جايي بيايند بازي ببينند. همين رفت وآمد اينها ببينيد كه چه قدراينها سختي متحمل مي شوند .بعد مي رسد به استاديوم آنجا براي تهيه بليط كلي به زحمت مي افتد وآن مسائلي كه مي دانيد. حالا بليط بگيرد ودير برسد شايد جاي او پرشده باشد وتمام اين ها دغدغه هاي فكري اوست . حالا مي آيد درهواي گرم آب مي خواهد دردسترتش نيست. اگر نياز به دستشويي داشته باشد تميز نيست. همه اينها چيزهايي است كه آن حالت هيجان زدگي اين را شايد افزايش مي دهد . حالا مي نشيند ومي خواهد فوتبال ببيند حالا ديگر دوست دارد كه همه چيز بر وفق مراد او پيش برود وقتي نمي رود نمي تواند خودش را كنترل كند.البته حالا اگر ما بيايم بگوييم كه اين تماشاگري كه مي آيد به استاديوم مي رود ما مي خواهيم به اين خدمات بهتري بدهيم چه دليلي دارد مثلا ما بليط استاديوم ما بشود هزار تومان يا پانصد تومان . همين جواني كه مي آيد مثلا دربازار سياه بيست هزار تومان پول بليط مي دهد .بليط بيست هزار توماني را ما به او بدهيم ولي تمام اين خدمات يك بعد ازظهر خوب ولذت بخش را هم به او بدهيم .يعني يك بعد از ظهر كه مي خواهد يك فوتبال ببيند وبرود واقعاً‌ ازآن بعد ازظهر لذت ببرد. آقاي شريفي: مطالبي كه آقاي جلالي گفتند خيلي درست است.يعني واقعاً اين مجموعه تاثر گذار را بايد مالتي فاكترتلقي كرد كه منشاء هاي گناگون دارد.واقعاً هوادار حق دارد ازامكانات لازم براي لذت بردن وديدن بازي تيم محبوب خودش برخور دار شود .واقعاً‌ هم بايد بعضي ازراهكارها را به كار گرفت.اگر مالكيت خصوصي مي آمد وجانشين اين مالكيت دولتي مي شد به نظرمن خيلي ازاين مسائل ايده آل بيشتر قابل تحقق بود. بلاخره هواداري كه درورزشگاه مي نشيند مي بيند بليطي كه تهيه مي كند كمك مالي است به تيم وباشگاه مربوط خودش. مجري محمد صالح علاء: دردومين مرغزار گفتگوي امشب جناب آقاي فريدون جيراني و مهمان گرامي وارجمندشان ازنام آوران حوزه نقد جناب آقاي سيعد مستغاثي وجناب آقاي كيوان كسيريان. كارشناس فريدون جيراني: شما زاويه نگاه تهيه كنندگان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ مهمان سعيد مستغاثي: بعداز آن بحث دو موضوع براي من انگيزه بود براي حظور دراين برنامه خيلي دوستان زنگ زدند ومساعدت شما ونظر لطف جناب آقاي بشيري .يكي موضوع شخصي بود كه اولا عنوان كردم كه موضوع شخصي را ازطريق مراجع قضايي پيگيري مي كنم اما موضوعي كه به عنوان مسئوليتي كه درصنف دارم درانجمن منتقدين ونويسندگان سينمايي آن را نمي شود ازآن گذشت يعني من به عنوان مسئول انجمن موظف هستم كه دفاع كنم ازهويت منتقدين عضو وهم جامع منتقدين كه به هرصورت حول وحوش اين انجمن گرد آمدند. حالا اين كه شما مي فرماييد چرا چنين نگاهي است ؟ به نظرم يك نگاه عام نيست يعني يك نگاه خيلي محدود است چون الان دريكي دوسال اخير انجمن منتقدين سعي داشته اصلا سياست هاي جديدش اين است كه با سينماي ايران تعامل داشته باشد. ما ازهما اول هم اعلام كرديم به دوستان خودمان كه چرا شما نمي آييد نقد كنيد سينماي ايران را. وگفتند كه وظيفه ما نقد نيست وثانياً ما نقاط ضعف وقوت سينماي ايران را مي دانيم . ما بايد كاري كنيم كه اين سينما رشد بكند حالا با توجه به بار تئوري كه درانجمن است مي تواند ازلحاظ تئوري كمك مي كند ومي تواند نقاط قوت را برجسته كند و اين يكي دوسال انجمن نشان داده يعني اينقدر نشان داده كه نقطه تاييد آن اين است كه انجمني كه به هرصورت به نظر خيلي ها بايد ازخانه سينما حذف مي شد امسال به عنوان صنف برتر خانه سينما انتخاب شد. يعني اينقدر تعامل داشته با صنوف ديگر كه علارقم خواست خيلي ها اين خوش را تحميل كرد. ما دوتا همايش برگذار كرديم پارسال وامسال ،همايش هاي اثباتي بود يعني نيامديم آسيب شناسي كنيم چون تا حالا خيلي آسيب شناسي شده ما آمديم گفتم وسينماي ملي را مطرح كرديم ،متون ومنش ايراني وچيزهايي كه مي تواند سينماي ايران با آن محشور شود ومي تواند به آن دست بيندازد ومي تواند به هويت جديدي برسد وامسال با موضوع سينماي استاندارد كه چگونه سينماي ايران مي تواند به استانداردبرسد. به نظر من اينها بزگترين تعاملات است. به نظر من اينها جواب داده يعني ما الان نگاه بسيار دوستانه خيلي ازصنوف وخيلي از آدمهايي كه شايد تا چند سال پيش خيلي حالت خسمانه داشتند مي بينيم .خيلي ازتهيه كنندگان جمع كثيري الان دوست دارند كه فيلم هايشان را منتقدان ببينند دوست دارند فيلم ها براي منتقدين نمايش پيدا كند . جايزه اي كه ازجشن منتقدان مي گيرند مي گويند كه جايزه يك چيز ديگري براي ماست. ودوست دارند كه اين فيلم ها درجشنواره براي منتقدين نمايش داده شود يعني فيلم آنها با اين كه درسينما ها با اين كه درسينما ها با اين كه ده بار بيست بار نمايش داده مي شود ولي مي گويند كه ما دوست داريم فيلممان براي منتقدين نمايش داده شود ونظر آنها را بدانيم. مهمان كيوان كثيريان: بله من هم كاملا موافقم كه نگاه عام تهيه كننده گان نسبت به منتقدين اين نيست. من مي گويم كه درشرايط حاظرواقعيت اين است كه براي دوستان كارگردان وتهيه كننده مهم است الان مهم است كه منتقدين درباره فيلم هايشان چه مي نويسندوچه فكر مي كنند .ما الان سه هفته پشت سرهم است كه نمايش فيلم هاي برگزيده خودمان را تحت عنوان مرور جشنواره بيست وهشتم درخانه سينما برگذار مي كنيم طبيعتاً شما بايد حظور داشته باشيد تا ببينيد كه چه جمع هاي خوبي درآنجا شكل مي گيرد بين كارگردان ،تهيه كننده ومنتقد كه درمورد فيلم با هم صحبت مي كنند. اين خيلي مهم است ،مهم است كه درواقع حسن ارتباط وجود دارد. حسن ارتباط ازباب اصلاح يعني اين كه كارگردان درمقابل منتقد گارد ندارد يعني منتقد را قرض ورز تصور نمي كند مي داند كه منتقد به خير وصلاح فيلم خودش يك چيزي به او مي گويد پيشنهادي مي دهد اگر كارگردان دوست داشت اجرا مي كند ودوست نداشت اجرا نمي كند .ولي مصلحت انديشي كه يك جاهايي خدشه دار مي شود ما ازدو سو متهم هستيم. هم مصلحت انديش هستيم وهم مصلحت انديش نيستيم . ما سعي كرديم پايبند به اساس نام باشيم درحوزه صنفي نه درحوزه شخصي. آن حوزه شخصي منتقد است وما اصلا به آن كاري نداريم. طبق اساسنامه اي كه شما شخص شما ودوستان شما به عنوان موسسين اين انجمن تهيه كرديد وما پايبند به همان هستيم انجمن منتقدان مثل ساير صنوف انجمن صنفي است يعني وظيفه اول او وظيفه صنفي است يعني حفظ شان صنفي ،كار فرهنگي وحتي كارهاي رفاهي. ولي اين كه فلان منتقد روي فلان فيلم چه چيزي مي نويسد به ما مربوط نمي شود. ما سعي كرديم پايبند به همين اساسنامه باشيم .بندهايي ازاين اساسنامه كه سالهاي سال مقفول مانده بود روي آن كار مي شود. كارشناس: درصحبت دوستان اين بود كه برخي منتقدين پول مي گيرند ونقد خوب مي نويسند و اصلا اين پرداخت پول به منتقدين به يك اپيدمي تبديل شده ويك شكل مرسوم پيدا كرده . شما چه قدر اين را درحوزه نقد مي پذيريد وچه قدر معتقد هستيد كه واقعيت دارد يا واقعيت ندارد؟ سعيد مستغاثي: من معتقد نيستم كه صنف منتقدان يعني جميع منتقدان معصوم هستند يعني اصلا چنين چيزي وجود ندارد.يعني ادعا نيست كه همه يك حالت خيلي فرهيخته وخيلي دانشمند وخيلي با سواد هستند ولي قضيه اين است كه وقتي كه يك نفر برفرض كه شما مي گوييد كه خطايي مي كند دريك صنف آيا همه آن اعضا خطا كارند. مثلا درخود صنف تهيه كننده ها كساني بودندكه اعمال خلاف قانون مرتكب شدند وزندان رفتند آيا مايد همه صنف تهيه كنندگان را متهم كنيم. به نظر مي آيد اين يك مقدار خيلي بي انصافي است. ما انجمن صنفي هستيم. متاسفانه هنوز خيلي ازدوستان علارقم اين كه مسئوليت صنف داشتند وعلارقم اين كه مسئول صنف مادر بودند معني صنف را نمي دانند اصلا قرارنيست كه انجمن منقدان بيايد نقد بكند.صنف يعني اين كه آدمهايي كه شغل يا هدف واحدي دارند كه اين صنف بيايد از حقوق صنفي اينها دفاع كند. اگر دريك جايي فلان منتقد به ناحق پول گرفت يا نقد خيلي ناجوري نوشت مسئول اين انجمن منتقدان نيست يعني اگر يك نفر به فيلمش به خاطر يك منتقد كوبيده شده يا به حق يا نا حق بيايد ا نجمن را متهم كند اين به نظر من هيچ درك صحيحي ازصنف ندارد.من نمي دانم چه طور اين فرد رئيس صنف بوده ورئيس مادر بوده درحالي كه صنف را نمي شناسد.درحالي كه شما مي بينيد درصنف خود اين افراد يك دفعه چه قدر شاخه به وجود مي آيد. چون فكر مي كنند صنف براي اين است كه قدرت بگيرد. كارشناس: جريان شناسي درنقدسينماي ايران خيلي مرسوم نيست كه منتقدي جريان شناسي كند.يعني منتقد ها يا ازفيلمي به شدت خوششان مي آيد يا از فيلمي به شدت بدشان مي آيد. اما اين كه جريان شناسي درنقد بشود به صراحت مي توانم بگويم كه درنقد نويسي ايران جريان شناسي نداريم.






بازگشت به صفحه اصلي