|
دو قدم مانده به صبح تاريخ:3/12/88 مدت:100 دقيقه مجري محمد صالح علاء: درنخستين مرغزار گفتگوي امشب فصل جديدي است گفتگويي داريم با يكي ازشخصيت هاي نظريه دار درنحله هاي مختلف هنري ،اجمالا معرفي بكنم كه مهمان گرامي وارجمند من، دبير محترم بيست وپنجمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر هستند. ايشان دكتري درپژوهش هنر دارند. مدرس محترم دانشگاه تربيت مدرس هستند. مدتي مدير محترم بخش هنري تئاتر شهر بودند و همزمان مدير كل دفتر موسيقي بودند. مهمان گرامي وارجمند ما استاد دكتر محمد علي خبري هستند . مجري محمد صالح علاء: درمورد تاريخچه اي درباره جشنواره موسيقي فجر با هم گفتگو كنيم تا دوستانمان با هم بيشتر آشنا شوند . مهمان دكتر محمدعلي خبري: امسال بيست وپنجمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر را ما برگذار مي كنيم. جشنواره موسيقي فجر بعد ازتئاتر سه سال ديرتر ازتئاتر برگذارشد. اما وقوع انقلاب وبعد دفاع مقدس وحظور موسيقي درجريانهاي موسيقي هاي كشور چه گستردگي داشتند ومي شود گفت دراين بيست وپنج سال خودش را درجشنواره هاي موسيقي فجر خودشان را نشان دادند ومن افتخار مي كنم كه امسال خدمت گذار اين عزيزان هستم. مجري: مشخصات جشنواره امسال وتفاوت آن با سالهاي پيش را درچه چيزي مي بينيد ؟ مهمان: رويكردي كه امسال است با توجه به اين سالهاي گذشته هم همين بوده كه ما سعي كرديم رويكرد را به شهرستان ها،استانها ،جوانان وهمچنين كيفيت كارها. ما درشوراي سياست گذاري كه عزيزان واستادان موسيقي هاي كشور حظور داشتند تصميمانتي كه گرفته شد من آن تصميمات را اجرا مي كنم وخوشبختانه مي شود گفت كه امسال من مدعي اين هستم كه اين موسيقي فجر را خود هنرمندان موسيقي هستند كه اجرا مي كنند واين ويژگي مهمي است. دركنار اين ما امسال مي شود گفت كه بيشترين گروه هايي كه طلب كردند كه درجشنواره حظور داشته باشند. بيش ازسيصد گروه را ما درخواست داشتيم كه درجشنواره شركت بكنند كه دردوبخش رقابتي وجنبي اينها به اجرا مي پردازند. ما اگر بخواهيم رقابتي مطرح كنيم رقابتي دربخش سنتي است در بخش نواحي واركست ران وآهنگ سازي وآواز دسته جمعي وپاپ. دركنارش ما جشنواره جشنواره ها را داريم. يعني آنچه كه امسال درطول سال دراستانها يا سراسري برگذار شده ،برگزيدگان آنها درجشنواره حظور دارند. دركنار آن ها ما پيشكسوتان نواحي را داريم .يعني مايك سالن ارس باران را مختص آن كرديم. ما وقتي كه به هنر شهرستان نگاه مي كنيم شهرستان بيشتر به عمق توجه دارد يعني گرايش ها گرايش هاي بومي وفرهنگي اصيل وبيشتر اينها است. چون اينها هستند مي شود گفت اين ارتباط معنا داربين پيشكسوتانشان به وجود آمده وهم گروه هايي شكل مي گيرند وهم مديران توجه مي كنند وهم اين كه بسترسازي مي شود كه انشاء الله بشود رويكرد به خودي دراستانها وجود داشته باشد وازطرف ديگر خود استانها دررشته هاي ديگر منجمله تئاتر هم اين قضيه را داريم كه گروه هاي بسيار خوبي با توانمندي هاي بسيار زيادي شكل گرفته كه اين توانمندي ها بايد ديده شود. جشنواره فجر موقعيتي است براي كشف استعداد ها واينهاخودشان را نشان مي دهند. بعد ازجشنواره تازه كار ما وهنرمندان شروع مي شود. يعني اينها هستند كه بربسترسازي توسعه بخشي واجراهاي بيشتر داشته باشند ومردم اينها را ببينند وقابليت هاي آنها را ببينند وانتخاب كند وبه سمت وسويي برويم كه اين توانمندي هاي فرهنگي خودمان را درانواع هنرها نشان دهيم. بحث بعدي اين است كه ما پيشكسوتان نواحي را داريم. يعني ما يك سالن را مختص نواحي گذاشتيم. يعني علاوه براين كه رقابتي شركت مي كنند ما پيشكسوتان نواحي را هم دعوت كرديم كه هرشب يك پيشكسوت آنجا است ويك نفرراجب آن مقام وآن ناحيه صحبت مي كند وبعد اين استاد به اجرا مي پردازد وهمان شب هم ازآن استاد تجليل مي شود.وبعد ما دركنار اينها ما بخش ذكر وذاكري ومولودي خواني داريم به مناسبت تولد حضرت رسول وهفته وحدت. يك بحثي كه ما داريم اين است كه ما توانمنداني درجامعه خودمان داريم كه به نام معلولين مي شناسيم. من آمدم اين لفظ توانمندان را امسال به كار بردم وبرخودم افتخار مي كنم كه اين لفظ را دارم به كار مي برم. كه اين عزيزان هم دريك سالني از برگزيدگان جشنواره توانمندان دراينجا حظور دارند . ما تك نوازي استادان موسيقي ايران را داريم . كه استادان موسيقي تك نوازي موسيقي دارند درتالار وحدت. واز طرفي ملل ما دردو بخش است. ما يك بخش ويژه اكو داريم. چون سرزمين ايران مملو ازآثار گرانبهايي است كه درطول تاريخ به ارث رسيده واين را دركشورهاي همسايه ازجمله اكو مي بينيم. اينها هم دوبخش دارند يعني هم به اجرا مي پردازند وهم پژوهش دارند. دركنارش كشورهايي هستند ازجمله .اوكراين،اسپانيا، ارمنستان . مجري: وضعيت موسيقي سنتي خودمان را چه تعريفي ازآن داريد؟ مهمان: ما اگر بخواهيم راجب موسيقي سنتي صحبت كنيم بايد راجب هنر سنتي صحبت كنيم. هنرسنتي ما ريشه درفرهنگ وريشه درباورها وريشه دراخلاق دارد. آن چيزي كه به عنوان حكمت هنر ايراني مي شناسيم است. و وقتي كه اينها را نگاه كنيم مي بينيم يك ارتباط معنا داري بين هم دارند. يعني اگر ما دراصفهان يك معماري را برسي كنيم مي بينيم كه استادان موسيقي ما آمدند و حالت موسيقي آن را برسي كردند . دركنار آن ما مي بينيم علمي بودن آن را هم برسي كرده است. دريك فضاي بازتر مي بينيم يك نگاه عرفاني دراين وجود دارد .باز يك ارتباط معنا دار بين پديده ها كه اينها فلسفي است وجود دارد وبعد دركليت اين ها كه نگاه مي كنيم انگار ازيك فرهنگ ديني برخواسته كه همه اينها را كه مي خواهد انجام بدهد دربستر سنتي اينها است. چون ما با باورهايمان اگر بخواهيم صحبت كنيم ونقش داشته باشند زيست وتوليدات ما چون براساس باورهايمان شكل مي گيرد . مجري: چه كار كنيم كه به يك نوآوري برسانيم كه بتوانيم قلب موسيقي ما همزمان بتپد. هنرمندان ما هم با سواد هستند وهم فعال هستند ومن فكر نمي كنم كه هيچ نوازنده ايراني باشد كه سازش را با پول كوك كند.يعني تمام نوازندگان ايراني اينها سازشان با اخلاق وبا فرهنگ كوك مي شود . نوعاً راجب زندگي اينها هم بفرماييد . چه كار مي توانيد درحاشيه اين رويدادهاي فرهنگي ،هنري براي آنها چه بكنيد. مهمان: ما مي گوييم كه چه طور تربيت مي شوند. اين بستگي به استاد وشاگردي دارد. ما اگر بخواهيم نگاه كنيم درمسائل استاد وشاگردي يك ارتباط معنا داري وجود دارد كه مهم اين است كه رجوع به آن جوهره انسانيت انسان است ورجوع به آن جوهره فرهنگ است كه وقتي كه اينها به آن درجه مي خواهندبرسند خودشان را تازه شاگردي مي بينند كه بايد تعالي ورشد بكند . يعني ما اينجا برخلاف برخي ازنظريات وقتي كه استاد مي گوييم ،نه اين كه تمام شده باشد. اينجا استاد مي گويد كه استادان ما تازه دنبال اين هستند كه كارهايي بكنند. عقيده من اين است كه درخود موسيقي ما ودرخود هنر ما آنچنان زايشي وجود دارد كه هرچه بتوانيم كنكاش بكنيم بتوانيم مورد توجه آيندگان قرار بگيرد. من مي توانم بگويم كه درسراسرايران اين عزيزان وجود دارند . امروزه ما يك بحثي داريم بين سنت ومدرنيزم. ما يك بحثي كه داريم اين است كه آيا اينها درمقابل هم هستند ؟ خير. مجري:مشكلي كه ماداريم اين است كه موسيقي ما مكتوب نشده. گاهي ما درمقايسه موسيقي خودمان باكشورهاي غربي مبتلا به تقليد مي شويم. مثلا مطمئناً موسيقي ايراني ازنظر اركسترتفاوت دارد با موسيقي غربي . گاهي ما فكر مي كنيم كه اگر كه تعداد سازها را زياد بكنيم ما مي توانيم با آنها همرديف شويم . درحالي كه كيفيت موسيقي ما متفاوت است. اينها را بايد چه كاركنيم؟ مهمان:ما مي گوييم كه تقليل كنيم كه ياد بگيريم وقتي كه ياد گرفتيم چه بايد ارائه دهيم. ما مي بينيم كه يك مكانيك ماشين خوب ماشين را مي شناسد . اين يك ماشين را توليد مي كند يا نمي كند؟ ماوقتي كه صحبت ازهنر مي كنيم آن زايش هنر آن خلاقيت است . آن خلاقيت كه امروز است دركشورهاي متفاوت كه به هم خيلي نزديك است . ما اگر بخواهيم نگاه كنيم مي بينيم كه تئاتر امروز آلمان با فرانسه فرق مي كند. هردوي اينها با ايتاليا فرق مي كند درحالي كه اينها دريك آبشخور فرهنگي هستند . مجري محمد صالح علاء: دردومين مرغزار گفتگوي امشب استاد افشين شاهرودي مهمانان ارجمندي دارند، استاد مسعود زنده روح كرماني واستاد عباس ميرهاشمي. كارشناس افشين شاهرودي: امشب قرار است كه ما درخدمت آقاي ميرهاشمي دبير كل دومين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر وهمين طور آقاي زنده روح دبير اجرايي جشنواره درخصوص بخش عكس اين جشنواره صحبت كنيم كه با موضوع اقوام ايراني درحال حاظر درمعرض تماشا گذاشته شده. آقاي مير هاشمي، پارسال بخش عكس جشنواره با موضوع اميد برگذار شد. امسال هم با موضوع اقوام ايراني . آيا هرسال قرار است اين جشنواره بخش عكس آن با موضوع خاصي برگذار شود واصلا امسال چرا موضوع اقوام ايراني برگذار شد.آيا هدف خاصي بود.؟ مهمان عباس ميرهاشمي: درواقع بحث عكاسي يك بحث عيني است. دربخش عكس اولين جشنواره تجسمي فجر اميد به آينده مطرح شد ودرواقع دربرسي بازخورد ها احساس كرديم كه شايد موضوع خوبي نبوده چون براي كل جشنواره اين موضوع درنظر گرفته شده. چون موضوع ،موضوع عيني نبود.ولي براي عكاسي يك مقدار سمبليك مي شد. ازآن طرف هم با برسي هايي شد احساس شد دراين دوره مي تواند موضوع ، موضوع اقوام ايراني باشد اين موضوع انتخاب شد. چون جشنواره فجر يك جشنواره بزرگ ملي وبين المللي است ومي تواند ازاين مسير استفاده كند وآثاري دراين حوزه را به نمايش بگذارد وكساني كه اين آثار را توليد كردند درواقع يك جايگاه بزرگي داشته باشند براي ارائه اين آثار ودرخصوص جشنواره ها هم اين نكته را عرض كنم كه جشنواره يك زنجير است وهر جشنواره مثل يك حلقه است ومثل يك دوره است .يك حلقه است كه استقلال خودش را دارد. كارشناس: آقاي زنده روح ارزيابي شما به عنوان دبير اجرايي دوسالانه ها ازكيفيت بخش عكس جشنواره امسال چيست؟ مهمان مسعود زنده روح: من تصور مي كنم كه ما سال به سال كه جلوتر مي رويم دوتا اتفاق مي افتد. يكي بحث كيفي كار است ويكي بحث كمي كار است كه تغيير مي كند. جشنواره فجر جشنواره كوچكي نيست. جشنواره خيلي بزرگي است . شايد براي اولين بار اتفاق مي افتد كه رشته هاي مختلف كنار هم قرار مي گيرند وتفكرات هنرمندان مختلف كنار هم قرار مي گيرند واين خودش خيلي جذابيت دارد. يعني شما الان به مجموعه فرهنگي صبا برويد شش بخش نمايشگاهي دارد.قطعاً ما هرچه قدر جلوتر مي رويم آن خيزش هايي را به سمت كيفيت وكميت نمايشگاه مي رويم . شما الان خودتان به عنوان كسي كه سال گذشته داور بوديد با امسال كه مي بينيد هم كيفيت كار خيلي بالاتر رفته وهم به هرحال عكاسي دقيقاً شاخه هاي مختلفي رادارد . يكي ازبحث هايي درشوراي سياست گذاري شد اين است كه كدام شاخه عكاسي را ما خيلي به جد روي آن بحث كنيم؟ ما شاخه مستند را انتخاب كرديم . مستند اجتماعي را انتخاب كرديم. هيچ رشته اين موضوع و عنوان نداد ودرواقع آزاد گذاشت وفقط عكاسي بود كه آمد رشته مستند اجتماعي خودش را انتخاب كرد وبحث اقوام را گذاشت يعني كاملا شاخصه اش را مشخص كرد. حالا به هرحال دوره سوم ،شوراي سياست گذاري دوره سوم ممكن تصميم گيري آنها يك چيز ديگري باشد ولي اين چيزي كه من مي بينم به عنوان كسي كه هردو جشنواره را هم روي تعداد كارهايي كه آمده وهم روي آثار فكر مي كنم كه نمايشگاه امسال ازكيفيت خيلي بصري ،تفكري وانديشه اي خيلي بالاتري برخوردار است. هرچند كه فكر مي كنم كه دربخش اقوام اين مشكل خود عكاسي باشد يعني اصلا ربطي به جشنواره ندارد. من خيلي دوست داشتم كه عكسها پانوشت داشته باشد واطلاعات داشته باشد ،چون بحث اقوام يك بحث مردم شناسي ومردم نگاري هم هست. وخيلي ازاقوام آيين ها وآداب ورسوم خاصي دارند كه دربعضي جاها شناخته شده نبود. خيلي دوست داشتم كه عكاسها اين كار را مي كردند واين اطلاعات را به مجموعه اضافه مي كردند و قطعاً تاثيرات بيشتري روي جامعه عكاسي ما مي گذاشت. كارشناس:موضوع نمايشگاه امسال اقوام ايراني است. وقتي كه صحبت ازاقوام مي شود انتظارما اين است كه به طوايف اجتماعي واقوام مثل ترك ،كرد،بلوچ و.... به اينها پرداخته شود وطبقه بندي هاي خاص.با وجود اين كه به اعتقاد من با وجود كيفيت بسيار خوب عكسها بيشتر به مردم ايران پرداخته شده بدون اين طبقه بندي ،تا اين كه بگوييم به اقوام پرداخته مي شود وبيشتر يك سري آداب ورسوم خاص وتيپ هاي اجتماعي خاص وجشن هاي خاص وبدون مشخص كردن وابستگي اينها به اقوام خاصي. آقاي مير هاشمي: موضوع كامل آن اقوام ،آيين ،سنن وزندگي است . تعداد آثار رسيده بسيار زياد است. بر اساس طبقه بندي كه شما فرموديد آثار انتخاب نشد وكلي ديده شده. وقتي تعداد كارخوب زياد باشد وبخواهيد جستجو كنيد وانتخاب كنيد كار خيلي سخت مي شود. اگر مي خواستيم اين اتفاقي كه شما مي فرماييد بيوفتد اول بايد عكسها را دسته بندي مي كرديم درشكل هاي مختلف وبعد ازهردسته يك تعداد دردواري طبيعي است كه كلي ديده بشود واتفاق بيوفتد. يك بحثي است كه ما ببينيم چه قدر جامعه وعكاسان را سوق داديم به يك كار درست قوم نگاري.كارعكاسي كار پر مشقتي است . اگر چه خيلي ازاوقات احساس مي كنيم با يك نظاره اين عكس اتفاق مي افتد ولي جريان يك حركت ويك فعاليتي را مي طلبد تا برسد به نقطه اي كه اين دكمه زده بشود . كارسختي است ما نياز داريم دراينجا كه واقعاً سرمايه گذاري شود وپروژه هايي بايد تعريف شود كه راجب اين موضوعات كارشود. اگر اين اتفاق نيوفتد ما قطعاًدرآينده بايد پاسخگو باشيم براي آثاري كه توليد نكرديم وبراي لحظه هايي كه ثبت نكرديم . شايد ازآنجا هم ناشي شود ولي درمجموع اين كه آٍثار رسيده ،ٍآثار روي ديوار بخشي ازآٍثار رسيده است كه ما درواقع يك گام توانسته راجب قوم نگاري صحبت كنيم و ادعايي راجب اين كه تمام مباحث آن درنظر گرفته شده است را نداريم. آقاي زنده روح: اقوامي كه درداخل ايران داريم تعدادشا كاملا مشخص است .تعداد انگشت شماري هستند ولي آداب ورسوم خيلي زيادي دارند . بحثي كه آقاي مير هاشمي مي كنندبحث خيلي منطقي است وبايد راجب آن تامق كرد.به هرحال هنوز جامعه عكاسي ما هنوز آن پتانسيلي كه درونش است به آن شكل جدي روي قوم نگاري ايران نگذاشته. تعداد كساني كه درزمينه قوم نگاري كار كردند درايران چندنفر هستند. ازتعداد انگشتان دست بيشتر نمي شوند. بعضاً خيلي ها فقط نگاهشان نگاه بخشي اززندگي اقوام ايراني است كه درهمين عكسها هم كاملا مشخص است يعني يك مراسمي است كه درآن مراسم بودند و رفتند درصورتي كه قوم نگاري يك دوره زندگي است يك دوره اي كه يك قومي زندگي مي كند .الان چه قدر كوچك عشاير ما تغيير كرده. ارتباط تلفني با آقاي دكتر شالويي: كارشناس: آقاي دكتر شالويي من ازشما به عنوان مركزهنرهاي هنرهاي نجسمي كه متولي برگذاري جشنواره فجر است مي خواهم بپرسم كه درمورد جشنواره،اهداف كلي و چهارچوبي كه براي آن تعريف شده براي ما بفرماييد ومشخصاً درمورد بخش عكس. دكتر شالويي: جشنواره هنرتجسمي فجر درراستاي جشنواره هايي است كه به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامي درپيروز انقلاب اسلامي ويادي كه ما ازاين ايام داريم وهمچنين تلاشهايي كه ظرف مدت سي سال انقلاب اسلامي درراستاي توسعه وارج نهادن به هنر انقلاب اسلامي شكل گرفته صورت مي پذيرد ودرواقع جشنواره هنرهاي تجسمي فجر هم خودش سبب سازي است براي شكوفا شدن استعدادها وهمچنين كشف آن استعداد هايي كه تا كنون ناشناخته بوده واز طرف ديگريك صحنه اي است براي رقابت برجسته هنرممندان عزيز كشورمان درطول يك سالي كه داشتند . جشنواره هنرهاي تجسمي فجر يك جشنواره نوپايي است وبعد ازجشنواره هاي ديگر شكل گرفته وخوشبختانه ازسال گذشته تا كنون كه الان دومين مرحله ازجشنواره را پشت سرمي گذاريم شاهد توسعه وتعالي دراين عرصه هستيم. همانگونه كه چه ازنقطه نظر كمي وچه ازنقطه نظر كيفي ما شاهد رشد بسيار فراوان وفزاينده اي بوديم به طوري كه ازنقطه نظركمي بيشتر از پنجاه ودودرصد رشد داشتيم وازنقطه نظر كيفي هم آثاري كه به دبيرخانه جشنواره واصل شد وآثاري كه توليد شد به اقرار همه اعضاي هيئت انتخاب به نسبت همه جشنواره هايي كه تا كنون برگذار شده بود ازيك برجستگي خاصي برخوردار بود كه ونشان مي داد كه جشنواره فجر اوج اين ترقي درهنرهاي تجسمي است واميدوارم كه همين ويژگي كه تاكون شكل گرفته درسالهاي آينده هم شاهد آن باشيم. كارشناس: من ازشناختي كه ازشما داريم ،شما اهل برنامه ريزي هستيد. آيا ازحالا براي سال آينده پيش بيني كرديد. آيا چهار چوب سال آينده را پيش بيني كرديد يا خير؟ آقاي دكتر شالويي: قطعاً همين طور است . صحبت هايي كه همين امشب هم با جناب آقاي ميرهاشمي وديگر دوستان داشتيم اين بود كه ما دراختتاميه جشنواره فجر تلاش خودمان را به كار بگيريم كه هم بتوانيم دبير جشنواره سوم را معرفي بكنيم وهم فراخوان جشنواره را اعلام بكنيم وهم اعلام دبيرخانه دائمي جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر واين را با اطمينان عرض مي كنم كه همه برنامه هاي لازم براي تداوم اين امر صورت گرفته وانشاءالله بعد ازاتمام اين جشنواره كه روز پانزدهم اسفند ماه شاهد اختتاميه خواهيم بود مي توانم بگويم كه ازشانزدهم اسفند ماه فعاليت ها براي راه اندازي جشنواره سوم شكل خواهد گرفت ودبيرخانه دائمي آن با قوت هرچه تمامتر سرگرم برنامه ريزي خواهد شد به طوري كه بتوانيم براي جشنواره سوم همه موانع را پشت سر بگذاريم وبا برنامه ريزي دقيقتري اين جشنواره را پي بگيريم. آقاي زنده روح: اين اتفاق وجود دارد درجامعه عكاسي ما ومن فكر مي كنم كه يك برنامه ريزي مدوني مي خواهد براي جمع آوري ويك پشتيباني مي خواهد در بحث سيستم دولتي يا بخش خصوصي كه پشتيباني بكند ازگروه هايي كه اين كار را انجام مي دهند. يك سختي هم دركار است . واقعاً قوم نگاري خيلي كارسختي است. اين كه ازيك محل به محل ديگري رفتن . درآن جا با امكاناتي كه وجود دارد وبعد فرهنگي كه اجازه نمي دهد به سادگي يك عكاس درمجموعه وارد شود .شايد ما را به اين سمت مي كشد كه خيلي مسائل را ازنقطه بيرون ببينيم تا نقطه داخل. اميدوام كه تداوم اين نمايشگاه وتداوم اين حركت ها وبرگذاري يك چنين نمايشگاه هايي بتواند موانع را يواش يواش برطرف كند وما بتوانيم يك آرشيو قوي ازقوم ايراني كه فكر مي كنم بعضي ازآيين هاي آنها ازياد مي رود يا به فراموشي سپرده مي شود حداقل درحافظه تاريخي اين مملكت بماند. كارشناس: به فكر جمع آوري يا سازماندهي يك آرشيو ازاين قضايا بايد باشيم. آقاي ميرهاشمي: ايران كشور پهناوري است وآيين وسنن مختلفي هست كه تقريبا مي توانم بگويم كه كمتر كس تمام اينها را اطلاع دارد وراجب آن تصوير دارد طبيعي است كه اگر يك جريان سازي اتفاق بيوفتد گرايشي پيد شود براي ثبت وظبط اين ها ، ما مي توانيم درآينده اينها را مورد برسي قرار دهيم. مي توانيم داشته باشيم ومي توانيم مطالعه كنيم كه چه بوديم وچه كرديم . به چه موضوعاتي اهميت داديم . طبيعي است كه ما بخواهيم اين را جمع كنيم . وقتي كه يك جشنواره اي برگذار مي شود طبيعي است كه به خودي خود يك جريان ايجاد مي كند با ديدن آثار وبا برداشتن آثار مي شود وبا شناخت بيشتر مي رويم به سمت توليد اثر. كارشناس: درست است كه يك جرياني را ايجاد مي كند ولي خيلي كوتاه مدت است. آيا شما خودتان درجهت جريان سازي براي اين هدف اقدامي كرديد. مثلا دركنار نمايشگاه يا جشنواره ،سخنراني ها يا سمينارهايي گذاشتيد كه اين جريان سازي را ايجاد بكند.؟ آقاي ميرهاشمي: اين جشنواره هفت بخش اصلي داشت ودوبخشي كه دركنار اينها بودند. يكي بخش ورك شاپ بود ويكي بخش مقالات علمي. دربخش مقالات علمي همانطور كه اعلام شد درفراخوان ، راجب همه اين موضوعات ودررابطه با تخصص ها ورشته هاي اعلام شده درخواست مقاله شد. طبيعي است كه مي توانست يكي ازراهكارها باشد و با زحماتي كه دوستان عكاس ما وآقاي زنده روح كشيده بودند چون راجب موضوع قوم نگاري كار كرده بودند تلاش شد تا درواقع علاوه برتهران دراستانها هم گزينشي وآثاري از اينها به نمايش دربيايد كه به هرحال بتواند يك جرياني را ايجاد كند وكمك كند به ما. طبيعي است كه براي ايجاد يك جريان جشنواره را نمي شود محور قرار داد. آقاي زنده روح: بخش عكس جشنواره امسال فقط درتهران به نمايش درنيامده.ما همزمان درچهار استان اين نمايشگاه را به نمايش درمي آوريم. دراهواز، يزد،گلستان،سمنان. مضاف بر اين كه دركنار اين نمايشگاه ازسيصد وسيزده نفرعكاس وصدوپنجاه تا عكس . شما دوتا نمايشگاه جنبي مي بينيد .آقاي غفاري يزد وآقاي بهارناز درگلستان. الان برنامه ريزي مي كنيم كه تا قبل ازاتمام جشنواره هفته آينده ما يك وورك شاپ هايي براي اين عزيزان درآن استانها داشته باشيم. كارشناس:عنوان اين جشواره است اقوام ايراني وآداب وسنن ونظار آن. وقتي كه صحبت ازاقوام ايراني مي شود انتظار مي رود كه شاهد يك عكاسي ايران باشيم. آيا به نظر شما ما دراين مجموعه اي كه درمجموعه صبا روي ديوار رفته به عنوان بخش عكس جشنواره فجر شاهد اين عكاسي ايراني هستيم ارزيابي شما ازاين قضيه اين طور است يا نه؟ ما وقتي كه ازنقاشي چيني حرف مي زنيم يا نقاشي ژاپني .آن شناسنامه وهويت آن فرهنگ را درخودش دارد وقتي كه يك هايكوي ژاپني را مي خوانيم مي فهميم اين براي كجاست. وقتي كه يك نقاشي خاوردور را مي بنيم ومي شناسيم. ما چه قدر به عكاسي ايراني دست پيدا كرديم. آقاي زنده روح: من اگر بخواهم جواب بدهم مي گويم كه بخش عمده اي ازاين عكسها اين خصلت رادارد.من درخيلي ازعكسهايي كه مي بينم نگاهم به نگاه تيپ نگاري را لباس پوشيدن يا معماري يا آداب ورسوم نيست. حسي كه عكاس از موضع طرف مقابلش گرفته. آن حس حسي است كه توانسته جامعه امروز خودش را نشان دهد. جامعه اي كه درآن زندگي مي كند. واينجا مي گويم كه عكاس ايراني موفق بوده وبخش عمده اي ازعكسها شخصيت ايراني درآن است.نمي توانم بگويم همه آنها ولي بخش عمده اي اين ويژگي را دارد. آقاي ميرهاشمي: احساس مي كنم كه عكاسي ايراني يعني همين.يعني ماوقتي نگاه مي كنيم تمام عكاسان ايراني هستند.طبيعي است كه عكاسان ما آن صميميت واين حس واين همراه بودن با اين قوم واقوام واين زندگي را داشتند كه بتوانند اين حس را راحت منتقل كنند. خود شما اشاره مي كنيد كه اين عكسها فوق العاده زيباست. پس توانستند حس خودشان را منتقل كنند . كارشناس: درعكاسي اقوام ايراني به چيزي غير از زيبايي هم نياز داريم وآن گويايي است.يعني صرف اين كه عكسها زيباست ويا اگر زيبا باشد نمي توانيم بگوييم كه گوياي مطلب است . گوياي مطلب آن موقعي است كه ما آن نگاه ايراني را داشته باشيم. آن نگاه ايراني چيست؟ آقاي زنده روح: فرض مي گيريم كه يك اروپايي نگاه كرده به اين مجموعه زندگي . شايد تصوير متفاوت تري را مي ديد. من مي گوييم آن حس است حسي كه بين ما وجود دارد وما درك مي كنيم وما مي فهميم . عكاسان ما نگاه مستقيم تري دارند واين نگاه مستقيم به نظر من درخيلي ازاين عكسها وجود دارد. يك بخش ديگر ، نوع زندگي اقوام ما كه كاملا متفاوت است با زندگي شهري واين تفاوت دربعضي جهات ممكن است اين نگاه به وجود بيايد كه اين آدمها دريك زندگي ابتدايي زندگي مي كنند كه زندگي خيلي سختي است. من دراين عكسها نديدم. يعني دراين عكسها نديدم كه يكي درچادر زندگي كند واين زندگي برايش سخت باشد . كارشناس: با اين ديد كه بگوييم دراين نمايشگاه شاهد يك نگاه ايراني درعكاسي هستيم. آيا اين را مي توانيم تاميم دهيم به كل جامعه عكاسي وبگوييم كه عكاسي ما به جايگاهي رسيده كه صاحب آن نگاه بومي ومستقل دست پيدا كرده باشد؟ اين بحث عكاسي ايراني چندين سال است كه به شكل هاي مختلف مطرح مي شود. ما هنوز نمي دانيم كه آيا صاحب هويت ايراني درعكاسي هستيم يانه؟ آقاي ميرهاشمي: بعضي ازبحث ها مطرح مي شود كه اصلا نمي شود دريك برنامه اين چنيني به يك جمع بندي رسيد . شايد يك مطالبه اي باشد ازطرف عكاسان نسبت به جامعه عكاسي. ولي واقعاً نمي شود راجب اين موضوع بحث كرد وبه يك نتيجه رسيد. مي شود يك نكاتي را مطرح كرد وشايد درواقع يك جوري الان مطرح كردن آن بلند بلند فكر كردن است. شايد آن مطالعه اي كه لازم است نباشد وپشتوانه نباشد واصلا نوع برسي ما ،برسي نادرستي باشد.طبيعي است كه براي يك چنين موضوعي بايد ميزگرد بزرگي تشكيل شود ودوستان زيادي با مطالعه قبلي وارد شوند وبتوانند حتي جريان سازي درست بكنند. ولي نگاه ايراني را داريم چون درفرهنگمان عميق هستيم . |